علامت اصفهان انتخابات در اصفهان مینو خالقی

علامت: اصفهان انتخابات در اصفهان مینو خالقی انتخابات مجلس نمایندگان مجلس انتخابات مجلس دهم اخبار سیاسی و اجتماعی

گت بلاگز اخبار اجتماعی یا سکوت می‌کنیم یا رادیکالیم

مدت زیادی از شروع به کار دولت دوازدهم نگذشته است و تاکنون پرسشها حوزه اجتماعی آن‌چنان که باید و شاید مورد پیگیری قرار نگرفته‌‌اند. در این بین بعضی آسیب‌های اجتم

یا سکوت می‌کنیم یا رادیکالیم

یا سکوت می کنیم یا رادیکالیم

عبارات مهم : تصویر

مدت زیادی از شروع به کار دولت دوازدهم نگذشته است و تاکنون پرسشها حوزه اجتماعی آن چنان که باید و شاید مورد پیگیری قرار نگرفته اند. در این بین بعضی آسیب های اجتماعی در دستور کار سیاسیون قرار گرفته و به درستی کارشناسی نمی شود، حتی می توان اذعان کرد که به حوزه اجتماعی مانند سایر حوزه ها توجه نمی شود.

تقی آزاد ارمکی، جامعه شناس و استاد دانشگاه راجع به کم و کاستی ها در حوزه پرسشها اجتماعی در گفت و گو با «آرمان» می گوید: در ابتدا نباید پرسشها اجتماعی سیاسی شوند. بعد از آن هم باید اجازه دهیم فضای کارشناسی شکل گیرد و نهادهای اختصاصی ورود پیدا کنند. آن وقت باید در پرسشها اجتماعی اولویت بندی کنیم. به نظر من اگر کسی به علت فقر جنایت می کند باید به دنبال فقر برویم و آن را سامان دهیم. همچنین اگر مردی زنش را از منزل بیرون کرد به کجا برود؟ حتی این زن به منزل والدینش هم نمی تواند برود؛ یا باید به آن منزل برگردد و تحقیر شود یا در نهایت وارد تناوب فساد می شود.

یا سکوت می‌کنیم یا رادیکالیم

توجه نکردن به پرسشها اجتماعی باعث بروز آسیب در جامعه می شود. این در حالی است که آسیب های اجتماعی، حلقه مفقوده مناظره های انتخاباتی در جریان تبلیغات جهت دوازدهمین دوره ریاست جمهوری بود. از منظر شما آیا همچنان توجه به پرسشها اجتماعی آن چنان که باید و شاید در اولویت ها قرار نمی گیرد؟

به توصیه خوبی توجه کردید. من وقت انتخابات ریاست جمهوری در اعتراض به کاندیداها متن مفصلی نوشتم که چاپ شد. البته نقد مناظره ها از منظر بی توجهی به پرسشها اجتماعی دوسویه بود. روی بد آن این بود که مسائلی که جامعه را اذیت می کند و مردم را گرفتار کرده مانند طلاق، رشوه، ناکارآمدی دولت ها و به هم ریختگی شرکت های اجتماعی مورد توجه کاندیداها نبود که به نظر من این عقب افتادگی کاندیداها از جامعه را نشان داد، چون فردی که می خواهد مدیر جمهور شود هنگامی که درکی از جامعه ندارد، درکی از پرسشها اجتماعی هم ندارد. از این رو شعارهای کلی در حوزه سیاست و تا حدودی اقتصاد و صنعت جهت از میدان به در کردن رقبا مطرح شد.با وجود این، باید بگویم که بی توجهی به پرسشها اجتماعی از جانب کاندیدا های ریاست جمهوری از یک بابت هم بد نبود و به نظر بنده اتفاق خوبی افتاده هست. اگر چنانچه کنشگران سیاسی پرسشها اجتماعی را از دستور کار خود خارج کرده اند جهت حوزه جامعه و فضای آکادمیک اتفاق خوبی افتاده هست، چون اگر آنها وارد می شدند، عنوان آسیب های اجتماعی را مانند رشوه، دزدی و برجام کرده و تصور تقلبی از پدیده ارائه می دادند. در قصه فساد، اختلاس و… نه چپ، نه راست، نه مخالفان، نه مدافعان، نه منتقدان و نه معترضان تصویر روشنی ندادند و معلوم نشد که بالاخره چه کسی در این کشور دزدی می کند و پول بیت المال را می خورد و به یغما می برد.

این مساله نشان دهنده این است که اگر پرسشها اجتماعی وارد دستور کار کنشگران سیاسی شود یک تصویری تقلبی از این پدیده خارج خواهد شد. این در حالی است که هر لحظه بر اساس مجموعه ای از کلیشه ها عمل می کنیم و دولت هم سرمایه خود را بر اساس آنها به کار می برد که این خسارت بار است.

مدت زیادی از شروع به کار دولت دوازدهم نگذشته است و تاکنون پرسشها حوزه اجتماعی آن‌چنان که باید و شاید مورد پیگیری قرار نگرفته‌‌اند. در این بین بعضی آسیب‌های اجتم

از کلیشه ها صحبت کردید؛ مصداقی جهت آن می آورید؟

یکی از موضوعاتی که به طور خاص در دستور کار قرار گرفته بحث طلاق هست. به نظر من تصویر تقلبی از طلاق ارائه کرده اند و آن قدر این معضل بد مطرح شده است که هم آنهایی که طلاق گرفته و هم آنهایی که طلاق نگرفته اند ناراحتند، آن چنان که طلاق نگرفته ها احساس می کنند آیا طلاق نگرفته اند و باید طلاق بگیرند،چرا که شکل مناسبی از طلاق در جامعه بازتاب داده نشده است.

بنابراین دوباره تاکید می کنم هنگامی که سیاست بازان و سیاست گرایان وارد حوزه پرسشها اجتماعی می شوند، بدون آنکه آسیب های اجتماعی را به کنشگران اجتماعی ارجاع دهند، مجبور می شوند پدیده اجتماعی را صفر و صد قلمداد کنند، یعنی عده ای می گویند که اصلا چنین معضلی وجود ندارد و عده ای دیگر می گویند که این معضل بسیار بزرگ هست، آن چنان که به طور مشخص اصولگرایان ما در دوره ای طولانی منکر طلاق می شدند و می گفتند که انحراف فردی است و بعد اصلاح طلبان طلاق را پدیده مدرن تلقی کردند که هر دو تصویر غلط هست. چیزی که در این میان فراموش شده است ساختار، نهاد، قواعد، نظام و هنجار اجتماعی است.

یا سکوت می‌کنیم یا رادیکالیم

بنده از روزهای اول که مناظره ها شروع شد به عنوان منتقد به بی توجهی به حوزه اجتماعی اعتراض کردم، ولی بد هم نیست. اصلا پرسشها اجتماعی به سیاسیون چه مربوط است؟ مسئله مهم سیاست ساماندهی حوزه قدرت و گروه های سیاسی و جلب مخاطب هست. کنشگران سیاسی اصلا درکی از پرسشها اجتماعی ندارند. بنابراین چگونه می توانند در این زمینه سیاستگذاری و سیاست سازی کنند؟ از این رو باید کار را به کاردان سپرد.

یعنی شما سیاست و اجتماع را جدا از هم می دانید؟ آیا فکر نمی کنید که این دو با هم ارتباط تنگاتنگی دارند؟

نه، این گونه نیست. پرسشها اجتماعی خارج از نظام سیاسی نیست و نظام سیاسی هم در جامعه هست، یعنی کلیات نظام، دولت، دین و امثالهم در ایجاد فضای اجتماعی موثر واقع می شوند. به عبارت دیگر هر دو در ظهور و افول پرسشها اجتماعی موثر هستند. جهت مثال اگر سیاست دولت بر مبنای حمایت از گروه های حاشیه ای قرار گیرد در تولید پرسشها اجتماعی تعیین کننده هست. دولت به عنوان نهاد عمده اجتماعی در جامعه ایرانی باید به پرسشها اجتماعی توجه کند و تصویر روشنی از پرسشها اجتماعی داشته باشد، وگرنه راه به جایی نخواهد برد.

مدت زیادی از شروع به کار دولت دوازدهم نگذشته است و تاکنون پرسشها حوزه اجتماعی آن‌چنان که باید و شاید مورد پیگیری قرار نگرفته‌‌اند. در این بین بعضی آسیب‌های اجتم

تصویر روشن از پرسشها اجتماعی که به آن اشاره کردید چگونه حاصل می شود؟

دولت می تواند این تصویر را از نهاد علمی به دست آورد. چنانچه پرسشها اجتماعی را به فضای آکادمیک و دانشمندان ارجاع دهد، می تواند تصویر روشنی از پرسشها اجتماعی داشته باشد، ولی اگر پرسشها اجتماعی را به گروه های سیاسی ارجاع دهد، بعضی پرسشها اجتماعی از دستور کار خارج و بعضی دیگر به هیجان اجتماعی منجر می شوند. شما نگاه کنید مسائلی مانند رشوه و اختلاس موضوعاتی هستند که شکل سیاسی به خود گرفتند و در نهایت عنوانی به نام دولت فاسد به وجود آمد که تقریبا همه کاندیداها گفتند که دولت و سیاستمداران فاسد هستند، آیا می گفتند؟ چون تصویر دقیقی از به هم ریختگی ساختاری وجود ندارد.

یا سکوت می‌کنیم یا رادیکالیم

همه دولت را موثر می دانند. بعد روحانیون، دانشگاهیان، نظامیان و… چه کاره اند؟ هنگامی که فردی بخواهد رقیب خود را بزند، می گوید دولت خاصی منشأ همه فسادها در کشور عزیزمان ایران هست. از این رو طبیعی است که دولتی پیدا شود و نجات بخش باشد. اینجاست که رادیکالیسم شکل می گیرید، یعنی نفی یک فرد و دفاع صد در صد از فرد دیگری و این چنین می شود که جامعه دو قطبی شده است و فردی در انتخابات رأی اوج می آورد. از این رو ظهور رادیکالیسم در حوزه اجتماعی معنا پیدا نمی کند. جهت مثال عده ای موافق حجاب و عده ای مخالف آن هستند؛ مساله ای که اکنون جامعه کشور عزیزمان ایران را درگیر خود کرده است.

در گذشته مفهوم بدحجابی بود، ولی اکنون کاملا پدیده بی حجابی آمده هست. آن هم به علت ورود حوزه سیاسی به پرسشها اجتماعی هست، در حالی که مساله حجاب مربوط به فرهنگ، ارزش ها و نظام اجتماعی هست. از سوی دیگر، بخش عمده وظایف دولت حوزه اجتماعی است و نمی تواند نسبت به آن بی اعتنا باشد، ولی مسئله اینجاست که ما آموزش و پرورش، دانشگاه، صاحب نظر در حوزه اجتماعی و… داریم، ولی دولت به خوبی از آنها استفاده نمی کند. جهت مثال عموم دولت ها پروژه های اجتماعی را به دوستان خودشان داده اند و با صرف هزینه معضل اجتماعی برطرف نشده هست، در حالی که باید پرسشها اجتماعی به موسسات اجتماعی که در دانشگاه ها و جامعه وجود دارند سپرده شوند و اگر این موسسات فربه شوند در آینده خودشان پرسشها را برطرف خواهند کرد، آنجاست که تجربه آکادمیک شکل می گیرد و راه حل پیدا می شود.

اکنون شاهدنقش آفرینی بیکاری در بروز آسیب های اجتماعی هستیم و تاکنون اتفاق چشمگیری در این حوزه نیفتاده هست. این در حالی است که بیکاری در بروز معضلات دیگری چون اعتیاد، طلاق، فساد و… نقش قابل ملاحظه ای دارد. آیا می توان گفت که عملکرد دولت ارتباط مستقیمی با شکل گیری آسیب های اجتماعی دارد؟

مداخله دولت در این حوزه خطاست. شاید تاثیرگذار باشد، ولی نقش کلیدی را بازی نمی کند، آیا که نهادهای فرهنگی، حوزه، مساجد و صدا و سیما در اختیار دولت نیستند. اکنون باید بپرسیم که آیا مساجد خلوت شده است است؟ دولت در حوزه فرهنگ یا سکوت می کند یا رادیکال هست. با وجود این، نمی تواند تصمیم فرهنگی بگیرد. پرسشها فرهنگی از دامنه کنش دولت ها خارج هست. توصیه ای که وجود دارد این است که زیاد جمعیت ما را جوانان تشکیل داده اند، ولی فرهنگ ما میانسالانه است.

درست است که بیکاری ارتباط مستقیمی با بروز آسیب های اجتماعی دارد، ولی اکنون اوضاع به گونه ای است که بعضی جوانان با وجود امکانات هم ازدواج نمی کنند یا اگر ازدواج کنند زندگی را ادامه نمی دهند. در اینجا نقش صدا و سیما و تریبون های دیگر چیست؟ مسئله مهم در بروز بعضی آسیب های اجتماعی، فرهنگی هست. البته نمی توان نابسامان بودن نظام اشتغال را کتمان کرد.

همواره کارشناسان آسیب های اجتماعی از بی توجهی به این حوزه انتقاد دارند. آیا با استمرار دولت آقای روحانی رویکرد ها به این حوزه اصلاح می یابد؟

دولت ها در کشور عزیزمان ایران باید دعوا کنند که چه کسی می تواند سیستم تامین و رفاه اجتماعی را اوج ببرد، ولی این بحث مطرح است که چه کسی کشور را دمکرات و چه کسی دیندارتر می کند. دقیقا وقت انتخابات این بحث به میان آمد که آقای رئیسی کشور را دیندارتر و آقای روحانی کشور را دموکرات تر می کنند. جای آنکه شرایط کم کردن فساد و امکان عمل فراهم شود، سیستم رفاهی جامعه از دستور کار خارج شده است هست. پیشنهاد من این است که افراد عاقل را به کار بگیرند و فکر کنند که دولت کارا شود. به عبارت دیگر باید گلوگاه ها حل شود تا دولت دچار ناکارآمدی مستمر نشود.

در حوزه پرسشها اجتماعی چه کم و کاستی هایی وجود دارد و چه کارهایی باید انجام شود؟

در ابتدا نباید پرسشها اجتماعی سیاسی شوند. بعد از آن هم باید اجاره دهیم فضای کارشناسی شکل بگیرد و نهادهای اختصاصی ورود پیدا کنند. آن وقت باید در پرسشها اجتماعی اولویت بندی کنیم. به نظر من اگر کسی به علت فقر جنایت می کند باید به دنبال فقر برویم و آن را سامان دهیم. همچنین اگر مردی زنش را از منزل بیرون کرد آن زن به کجا خواهد رفت؟ حتی به منزل والدینش هم نمی تواند برود؛ یا باید به آن منزل برگردد و تحقیر شود یا در نهایت وارد تناوب فساد می شود. بنابراین دولت وظیفه دارد که حمایت کند، حتی ساخت بزرگراه خوب، ایجاد تابلوها در مسیر رفت و آمد و اعلام خطر نیز به عهده دولت هست. حوزه اجتماعی دولت باید مردمانی را که در معرض آسیب هستند و گرفتاری دارند تحت پوشش قرار دهد. حمایت مساله فراموش شده است در کشور است که فقر و نابرابری را تشدید، فساد را درونی و افراد گرفتار را گرفتارتر می کند.

بسیاری از کارشناسان حوزه پرسشها اجتماعی بر این باورند که زنان بیشترین قربانی آسیب های اجتماعی هستند. آیا نحوه تفکر شما هم این چنین است؟

باید بگویم که زنان محصول آسیب های اجتماعی نیستند. مرد فاسد زن را فاسد می کند، آیا این فکر وجود دارد و تا مشکلی پیش می آید زنان را محدود می کنیم. در بسیاری موارد فساد در مردان هست. چه کسی می گوید که اگر زن به ورزشگاه برود فساد ایجاد می شود؟ هنگامی که می گوییم که او عامل فساد است ممکن است کاری کند که موجب اشاعه فساد شود، ولی هنگامی که نگوییم این کار را انجام نمی دهد.

مشکل این است ما زنان را از دستور کار خارج کرده ایم. به همین علت است که توجه به این سمت است که دولت ها چند زن را جهت کابینه خود گزینش می کنند. این در حالی است که در رابطه با پدیده طلاق همواره نگاه بدی به زنان مطلقه می شود، آیا که جامعه می پندارد که آنها آماده رابطه جنسی هستند. این مساله به ساختار فرهنگی برمی گردد، در حالی که باید زنان مطلقه مورد حمایت قرار گیرند. مسئله مهم این است که دلیری ورود به پرسشها را نداریم. آیا باید ازدواج جهت زنان ایرانی مهم قلمداد شود، آیا نظام اشتغال را سر و سامان نمی دهیم که دغدغه مهم آنها باشد؟ اینجاست که به پرسشها اجتماعی بی توجهی می شود.

به نظر شما کدام یک از پرسشها و چالش های اجتماعی کشور را می توان به عنوان بااهمیت ترین چالش برشمرد؟

مهم ترین مساله و چالش اجتماعی کشور ناکارآمدی در تصمیم گیری و اجراست، آن چنان که نهادها و شرکت ها دچار بدکارکردی شده است اند. در حوزه فرهنگ هم نابسامانی داریم که یکی از مولفه های آن مساله حجاب و عفت عمومی هست. هنگامی که کلیات سامان ندارد جهت شرح نمی توان کاری کرد. اکنون کسی نمی تواند در بحث حجاب کاری کند، حتی طرح های سلبی مسئله را زیاد می کند. الان جامعه به این رسیده که کارآمدی کافی وجود ندارد و باید واکنش‌ها ها را عوض کرد. ما دچار بدکارکردی شده است ایم.

مساله حجاب باید در حوزه فرهنگی پیگیری شود، در حالی که نهادهای فرهنگی مانند صدا و سیما راحت ترین پرسشها فرهنگی را نمی توانند حل کنند و فوری آن را تبدیل به پرسشها امنیتی، ملی و غیر اخلاقی می کنند. جدا از مساله حجاب ما این نابسامانی را در سینما، موسیقی، روابط جنسی، همسریابی، نگهداری و تربیت فرزندان و… داریم. آیا ما فرزندانمان را خوب تربیت می کنیم؟ آیا تلویزیون و آموزش و پرورش خوب کار می کنند؟ اصلا میان تلویزیون و آموزش و پرورش ارتباطی وجود دارد؟ آیا دائما این دو با هم می جنگند؟ مگر در یک نظام سیاسی نیستیم؟ مگر در یک فرهنگ زیست نمی کنیم؟ آیا داوری دقیق جهت رفتار، سکنات، خلیقات و کنش های اجتماعی نداریم؟ گروه های ذینفع اجازه نمی دهند نهادها مستقر شوند. به همین علت است که به پرسشها اجتماعی توجه نمی شود، چون زیر ساخت ها فراهم نیست و همه چیز به خود شکل سیاسی گرفته هست، در حالی که باید این روند در دولت دوازدهم عوض کردن کند و کنشگران اجتماعی کنترل و هدایت پرسشها اجتماعی را در دست بگیرند.

اخبار اجتماعی – آرزوی بزرگ

واژه های کلیدی: تصویر | سیاست | سیاسی | تصویری | سیاسیون | آسیب های اجتماعی | اخبار اجتماعی

نویسنده : getblogs